frequentation

🌐 مکرر

«رفت‌وآمد مکرر، زیاد رفتن به یک‌جا»؛ اصطلاح نسبتاً ادبی/کهن برای توصیف عادتِ زیاد سر زدن به مکانی خاص.

اسم (noun)

📌 عادت به رفت و آمد مکرر؛ عادت به دیدار مکرر

جمله سازی با frequentation

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The frequentation of the port of Nieuport presents all the facilities which the merchants can require.

رفت و آمد مکرر به بندر نیوپورت، تمام امکاناتی را که بازرگانان می‌توانند نیاز داشته باشند، فراهم می‌کند.