fetch up

🌐 بالا آوردن

۱) «ناگهان سر از جایی درآوردن، به جایی ختم شدن» (we fetched up in a small village). ۲) (بریتانیا) «کسی را بزرگ کردن، تربیت کردن».

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 غیررسمی، (intr؛ معمولاً دنبال کردن at یا in) رسیدن (به) یا پایان دادن (به)

📌 (داخلی) دریایی ناگهان متوقف شدن، مثلاً از به گل نشستن

📌 عامیانه، بالا آوردن (غذا و غیره)

📌 گویش، (tr) تربیت کردن (کودکان، حیوانات و غیره)

جمله سازی با fetch up

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Meanwhile, a short poem Austen wrote in 1811 satirizing the medical practices at the time could fetch up to $150,000.

در همین حال، یک شعر کوتاه که آستن در سال ۱۸۱۱ در هجو شیوه‌های پزشکی آن زمان سروده بود، می‌تواند تا ۱۵۰ هزار دلار به فروش برسد.

💡 Sotheby’s will sell the volumes next month at an auction in London, where they’re expected to fetch up to $6 million.

حراجی ساتبیز این مجموعه‌ها را ماه آینده در حراجی لندن به فروش خواهد رساند، جایی که انتظار می‌رود تا ۶ میلیون دلار قیمت داشته باشند.

💡 After a wrong turn, we managed to fetch up at a breathtaking overlook, forgiving the detour instantly.

بعد از یک پیچ اشتباه، توانستیم به یک چشم‌انداز نفس‌گیر برسیم و فوراً از انحراف مسیر چشم‌پوشی کنیم.

💡 A medal from Captain James Cook's second voyage of discovery is due to be auctioned and could fetch up to £3,000.

قرار است مدالی از دومین سفر اکتشافی کاپیتان جیمز کوک به حراج گذاشته شود و ممکن است تا ۳۰۰۰ پوند به فروش برسد.

💡 Wildlife rehabilitators see fledglings fetch up in odd places, then coach neighbors on when to intervene.

متخصصان توانبخشی حیات وحش، جوجه‌ها را می‌بینند که در مکان‌های عجیب و غریب ظاهر می‌شوند، سپس به همسایگان آموزش می‌دهند که چه زمانی مداخله کنند.

💡 Old debts fetch up at inconvenient times; call the creditor before they call you.

بدهی‌های قدیمی در مواقع نامناسبی سر بر می‌آورند؛ قبل از اینکه طلبکار با شما تماس بگیرد، با او تماس بگیرید.

کلمات مرتبط