febricity
🌐 تب و تاب
اسم (noun)
📌 حالت تب دار بودن.
جمله سازی با febricity
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The pediatrician noted febricity with flushed cheeks and glassy eyes, then recommended fluids, rest, and careful monitoring before ordering additional labs.
متخصص اطفال تب همراه با گونههای برافروخته و چشمان بیفروغ را مشاهده کرد، سپس قبل از درخواست آزمایشهای بیشتر، مایعات، استراحت و مراقبت دقیق را توصیه کرد.
💡 Athletes training through mild febricity risk prolonged recovery, so coaches prioritize sleep, hydration, and genuine rest days.
ورزشکارانی که با تب خفیف تمرین میکنند، خطر طولانی شدن دوره نقاهت را دارند، بنابراین مربیان خواب، نوشیدن آب و روزهای استراحت واقعی را در اولویت قرار میدهند.
💡 Because febricity can mask dehydration, field medics record intake and urine color rather than trusting self-reports from stubborn hikers.
از آنجا که تب میتواند کمآبی بدن را پنهان کند، پزشکان صحرایی به جای اعتماد به گزارشهای خود کوهنوردان سرسخت، میزان مصرف مایعات و رنگ ادرار را ثبت میکنند.