fathogram
🌐 فتوگرام
اسم (noun)
📌 رکوردی که توسط یک عمقیاب صوتی ثبت شده است.
جمله سازی با fathogram
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Oceanographers compared fathogram readings with sonar logs to confirm the slope’s accuracy.
اقیانوسشناسان برای تأیید دقت شیب، خوانشهای فتوگرام را با گزارشهای سونار مقایسه کردند.
💡 A blurry fathogram still told seasoned navigators enough to steer clear of danger.
یک فتوگرام تار هنوز هم به اندازه کافی به دریانوردان باتجربه اطلاعات میداد تا از خطر دوری کنند.
💡 The fathogram displayed a sudden drop, warning the crew of an uncharted trench below the research vessel.
فوتوگرام یک افت ناگهانی را نشان میداد و خدمه را از وجود یک گودال ناشناخته در زیر کشتی تحقیقاتی آگاه میکرد.