evocable

🌐 قابل تداعی

قابلِ برانگیختن/فراخواندن؛ احساسی، خاطره‌ای یا تصویر ذهنی که می‌توان با محرکی آن را در ذهن زنده کرد.

صفت (adjective)

📌 قابل برانگیخته شدن.

جمله سازی با evocable

💡 Designers aim for interfaces evocable of familiar tools while still modern.

طراحان به دنبال رابط‌هایی هستند که در عین مدرن بودن، یادآور ابزارهای آشنا باشند.

💡 The scent was evocable of cedar chests and grandparents’ laughter.

عطر، یادآور صندوقچه‌های سرو و خنده‌ی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها بود.

💡 Childhood summers are easily evocable with cut grass, sunscreen, and radio static.

تابستان‌های دوران کودکی به راحتی با چمن کوتاه شده، کرم ضد آفتاب و نویز رادیو قابل یادآوری هستند.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز