encapsule

🌐 کپسوله کردن

= encapsulate؛ در کپسول محصور کردن.

فعل (با یا بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with or without object))

📌 کپسوله کردن

جمله سازی با encapsule

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 To encapsule that narrative, the documentary uses quiet narration and archival stills rather than flashy reenactments.

برای خلاصه کردن این روایت، این مستند به جای بازسازی‌های پر زرق و برق، از روایت آرام و عکس‌های آرشیوی استفاده می‌کند.

💡 We’ll encapsule the pigment inside liposomes, protecting color while delivering a pleasing, non-greasy glide.

ما رنگدانه را درون لیپوزوم‌ها کپسوله می‌کنیم و ضمن محافظت از رنگ، پوششی دلپذیر و بدون چربی ایجاد می‌کنیم.

💡 Engineers encapsule sensors before submersion, keeping data reliable amid salt, pressure, and impatient barnacles.

مهندسان قبل از غوطه‌ور شدن، حسگرها را در کپسول قرار می‌دهند و داده‌ها را در میان نمک، فشار و کشتی‌چسب‌های بی‌صبر، قابل اعتماد نگه می‌دارند.

آسمان‌خراش یعنی چه؟
آسمان‌خراش یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز