dosimetry

🌐 دزیمتری

دوزیمتری؛ علم و عمل اندازه‌گیری و محاسبه‌ی دوز پرتوهای یونیزان که بدن یا ماده دریافت می‌کند.

اسم (noun)

📌 فرآیند یا روش اندازه‌گیری دوز تابش یونیزان.

📌 اندازه‌گیری دوز داروها.

جمله سازی با dosimetry

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Deep space vehicles, NASA said, will sport protective shielding, dosimetry and alerts.

ناسا اعلام کرد، فضاپیماهای اعماق فضا به سپرهای محافظ، دزیمتری و هشدارها مجهز خواهند بود.

💡 According to the dosimetry records for 1946, about 115 people visited the test site that year.

طبق سوابق دزیمتری سال ۱۹۴۶، حدود ۱۱۵ نفر در آن سال از محل آزمایش بازدید کردند.

💡 In healthcare, for example, radiation exposure tracking (dosimetry) isn’t just a regulatory requirement.

برای مثال، در حوزه مراقبت‌های بهداشتی، ردیابی میزان قرارگیری در معرض تشعشع (دزیمتری) فقط یک الزام نظارتی نیست.

💡 May assist in dosimetry procedures and tumor localization.

ممکن است در روش‌های دزیمتری و تعیین محل تومور کمک کند.

💡 Training emphasized film safety in autoradiography, including shielding, dosimetry, and waste segregation.

آموزش بر ایمنی فیلم در اتورادیوگرافی، از جمله حفاظ‌گذاری، دزیمتری و جداسازی زباله، تأکید داشت.

💡 Kapu boasted about Hungary's skill in dosimetry research.

کاپو به مهارت مجارستان در تحقیقات دزیمتری افتخار می‌کرد.