crozzled

🌐 کروزل زده

در توصیف غذا: سرخ‌شده و کمی سوخته، به‌خصوص جاهای لبه‌دار و ترد (مثلاً سیب‌زمینی‌های لب‌سوخته و خیلی برشته).

دیکشنری انگلیسی به فارسی

📌 گویش، سیاه شده یا در لبه‌ها سوخته

جمله سازی با crozzled

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 Ten thousand dreams ensepulchred within their crozzled hearts.

ده هزار رویا در دل‌های فرسوده‌شان نهفته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران