corelative

🌐 همبستگی

یا صورت قدیمیِ correlative؛ هم‌بسته، متناظر؛ چیزی که با چیز دیگر رابطهٔ متقابل دارد.

صفت (adjective)

📌 همبستگی

جمله سازی با corelative

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The philosopher described freedom and responsibility as corelative, each meaningless without the other setting humane bounds.

این فیلسوف، آزادی و مسئولیت را دو چیز مرتبط توصیف کرد که هر کدام بدون دیگری و تعیین مرزهای انسانی بی‌معنی است.

💡 We taught kids that privileges are corelative with chores, turning fairness from abstract complaint into shared practice.

ما به بچه‌ها یاد دادیم که امتیازات با کارهای خانه همبستگی دارند و انصاف را از شکایت انتزاعی به عمل مشترک تبدیل کردیم.

💡 It can only be studied in relation to its corelative matter, the body.

آن را فقط می‌توان در رابطه با ماده‌ی هم‌بسته‌اش، یعنی بدن، مطالعه کرد.

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز