clinometric
🌐 شیبسنجی
صفت (adjective)
📌 (در بلورها) دارای زوایای مورب بین یک یا همه محورها.
📌 مربوط به یا تعیین شده توسط شیبسنج
جمله سازی با clinometric
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The paper applied clinometric analysis to landslide risk, translating slopes into numbers engineers can argue about productively.
این مقاله از تحلیل شیبسنجی برای بررسی خطر رانش زمین استفاده کرد و شیبها را به اعدادی تبدیل کرد که مهندسان میتوانند به طور مؤثر در مورد آنها بحث کنند.
💡 Municipal teams built clinometric maps to prioritize retaining walls before winter storms.
تیمهای شهرداری نقشههای شیبسنجی را برای اولویتبندی دیوارهای حائل قبل از طوفانهای زمستانی تهیه کردند.