bicentric
🌐 دو مرکزی
صفت (adjective)
📌 (از یک تاکسون) دارای دو مرکز تکاملی
📌 (گیاه یا حیوان) دارای دو مرکز توزیع
جمله سازی با bicentric
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A bicentric lens corrected off-axis aberrations in prototypes.
یک عدسی دومرکزی، انحرافات خارج از محور را در نمونههای اولیه اصلاح میکرد.
💡 The architect proposed a bicentric plaza linking two civic hubs.
معمار، یک میدان دومرکزی را پیشنهاد داد که دو مرکز شهری را به هم متصل کند.
💡 Mapping revealed a bicentric economy anchored by twin downtowns.
نقشهبرداری، اقتصادی دومرکزی را نشان داد که توسط مراکز دوقلوی شهری تثبیت شده بود.