agricultural extension

🌐 ترویج کشاورزی

اسم (noun)

📌 ارائه پشتیبانی، مشاوره فنی و آموزش مداوم به کشاورزان، باغداران و غیره.

جمله سازی با agricultural extension

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Durians are inspected to check their ripeness before they can be picked for export at Khao Khitchakut District Agricultural Extension Office.

قبل از اینکه میوه‌های دوریان برای صادرات چیده شوند، در دفتر ترویج کشاورزی منطقه خائو خیچاکوت، میزان رسیدگی آنها بررسی می‌شود.

💡 That means women-headed households are likely to lack access to essential services, like loans, crop insurance and agricultural extension services to help them adapt to climate change.

این بدان معناست که خانوارهای تحت سرپرستی زنان احتمالاً به خدمات ضروری مانند وام، بیمه محصولات کشاورزی و خدمات ترویج کشاورزی که به آنها در سازگاری با تغییرات اقلیمی کمک می‌کند، دسترسی نخواهند داشت.

💡 She is exploring the potential for agricultural extension programs to act as facilitators in renewable energy siting conflicts.

او در حال بررسی پتانسیل برنامه‌های ترویج کشاورزی برای ایفای نقش تسهیل‌کننده در مناقشات مربوط به مکان‌یابی انرژی‌های تجدیدپذیر است.