افل
🌐 افلا
«أفَل» ممکن است از فعل «أفلَ» باشد که یعنی «غروب کرد»، «پنهان شد»، یا «از دید ناپدید شد»؛ این واژه در عربی کلاسیک برای ستاره یا خورشید بهکار میرود. اما اگر بهصورت «أفل» بهعنوان حرف یا جزء جمله آمده باشد، ممکن است ساختار نحوی خاصی داشته باشد. رایجترین معنای آن در منابع عربی: «غروب کردن / غروب نمودن» است.
جمله سازی با افل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الموت سأم من البقاء فى رؤية مخمورة والحياة اصطناع وجود افل.
مرگ از ماندن در رؤیایی مستانه خسته شده است، و زندگی تظاهر به وجودی رو به زوال است.
💡 عند الغروب، أفل ضوء الشمس خلف الجبال، فبرد الهواء تدريجيًا.
هنگام غروب آفتاب، نور خورشید پشت کوه ها محو شد و هوا کم کم سرد شد.