افتقدت

🌐 دلم تنگ شده بود

یعنی «من / او / تو [زن یا مفرد مؤنث] گم کردم، یا سراغ کسی را گرفتم و نیافتم». این صورت بسته به سیاق می‌تواند به معنای فقدان، جست‌وجو، یا حس نبودنِ کسی باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 فاقد

📌 دلت تنگ شده

📌 باید غایب باشد

جمله سازی با افتقدت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 افتقدت شجاعتي في أولِ يومٍ من العملِ الجديد.

روز اول کار جدیدم شجاعتم را از دست دادم.

💡 افتقدت صديقتي القديمةَ بعد أن انتقلت إلى مدينةٍ أخرى.

دلم برای دوست قدیمی‌ام بعد از نقل مکانش به شهر دیگری تنگ شد.

💡 افتقدت الأسرةُ دفءَ الاجتماعِ بعد سفرِ الابنِ الأكبر.

خانواده پس از سفر پسر بزرگتر، دلتنگ گرمای جمع‌ها بودند.

💡 كانت خطاباته مليئة بالخطاب الفاضل ولكنها افتقدت إلى سياسات ملموسة.

سخنرانی‌های او پر از لفاظی‌های زیبا بود اما فاقد سیاست‌های مشخص بود.

💡 أخشى أن (روما) افتقدت جمالها...

می‌ترسم که رم زیبایی‌اش را از دست داده باشد...

💡 هل افتقدت ذلك - أجل، لقد افتقدته حقاً

دلت براش تنگ شده بود؟ - بله، واقعاً دلم براش تنگ شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران