اعماقه

🌐 اعماق آن

یعنی «اعماقِ او» یا «ژرفاهایش». ضمیر «ـه» به «او» اشاره می‌کند و این ترکیب برای بیان عمقِ چیزی متعلق به یک فرد مذکر یا یک مرجع مذکر به کار می‌رود.

قید (adverb)

📌 در اعماق وجود

📌 عمیق درون

جمله سازی با اعماقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان البحر هادئًا عند السطح، لكن اعماقه مليئة بالحياة والكائنات الغريبة.

دریا در سطح آرام بود، اما اعماق آن پر از حیات و موجودات عجیب و غریب بود.

💡 حاول أن يفهم اعماقه بعد أن مرّ بتجربة نفسية قاسية.

او پس از گذراندن یک تجربه روانی سخت، سعی کرد خودِ درونی‌اش را درک کند.

💡 تبدلت ملامحه حين تذكّر اعماقه القديمة وما كان يخفيه من أسرار.

وقتی اعماق وجودش و رازهایی را که پنهان کرده بود به یاد آورد، چهره‌اش تغییر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران