اعظ
🌐 واعظ
این واژه از ریشه «ع-ظ-ظ» یا در کاربردهای نزدیک به «وعظ» بهنظر میرسد و در صورتهای لغوی میتواند به معنای «پند ده، اندرز بده» یا «موعظه کن» فهمیده شود. اگر در متن خاصی آمده باشد، معنای دقیق آن وابسته به سیاق است، اما بهطور کلی با اندرز و نصیحت ارتباط دارد.
فعل (verb)
📌 موعظه کردن
📌 پاپی
جمله سازی با اعظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في خطبةِ الجمعةِ، اعظ الإمامُ الناسَ بالصدقِ والأمانةِ وحسنِ الخلقِ معَ الآخرينِ.
امام در خطبه جمعه، مردم را به صداقت، درستکاری و خوشرفتاری با دیگران موعظه کرد.
💡 طلبَ المديرُ من المستشارِ أن اعظ الموظفينَ قبلَ بدءِ الموسمِ الجديدِ.
مدیر از مشاور خواست که قبل از شروع فصل جدید برای کارمندان موعظه کند.
💡 عندما أخطأَ الشابُّ، اعظ والدهُ بلطفٍ حتى يتعلمَ من التجربةِ ولا يكررَها.
وقتی مرد جوان اشتباهی مرتکب شد، پدرش به آرامی او را نصیحت کرد تا از آن تجربه درس بگیرد و آن را تکرار نکند.