ينقش

🌐 حکاکی

یعنی «نقش می‌زند»، «حک می‌کند» یا «تراش می‌دهد». این فعل به معنای کندنِ نقش روی سنگ، چوب، فلز یا نوشتنِ حکاکی‌شده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کنده‌کاری

📌 حکاکی کردن

📌 کتیبه کردن

📌 حکاکی

📌 برش

📌 منگنه

جمله سازی با ينقش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الكتابات كانت في كل مكان يستطيع أن ينقش عليه...

نوشته‌ها هر جایی که می‌توانست حکاکی کند، بودند...

💡 بمناسبة الذكرى السنوية، قرر أن ينقش رسالة مؤثرة على سوارها.

برای بزرگداشت سالگرد، او تصمیم گرفت پیامی تأثیرگذار روی دستبند او حک کند.

💡 سوف ينقش الفنان تصاميم متقنة على ألواح الخشب في النحت الجديد.

این هنرمند در مجسمه جدید، طرح‌های استادانه‌ای را روی پنل‌های چوبی حکاکی خواهد کرد.

💡 الطفل ينقش شكلًا بسيطًا على الرمل وهو يلعب قرب البحر.

کودک در حالی که نزدیک دریا بازی می‌کند، یک شکل ساده روی شن‌ها می‌کشد.

💡 الفنان ينقش الزخارف الجميلة على الخشب بأسلوب تقليدي دقيق.

این هنرمند با دقت و به سبکی سنتی، نقوش زیبایی را روی چوب حکاکی می‌کند.

💡 الحرفي ينقش أسماء الزبائن على الهدايا المعدنية الصغيرة.

این صنعتگر نام مشتریان را روی هدایای فلزی کوچک حکاکی می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران