ينتسب

🌐 او تعلق دارد

این فعل از ریشه «نسب» به معنی «منسوب شدن، وابسته دانستن خود به کسی یا چیزی» است. «ينتسب» یعنی «خود را وابسته / منتسب می‌کند» یا «به جایی تعلق دارد». این واژه برای بیان وابستگی خانوادگی، قبیله‌ای، شغلی یا سازمانی استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 وابسته به

📌 تعلق داشتن

📌 وابسته است

جمله سازی با ينتسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ينتسب هذا الباحث إلی مركز الدراسات العربية في العاصمة منذ خمس سنوات.

این محقق به مدت پنج سال با مرکز مطالعات عربی در پایتخت همکاری داشته است.

💡 ينتسب كثير من المتطوعين إلى الجمعيات الخيرية لخدمة المجتمع المحلي.

بسیاری از داوطلبان برای خدمت به جامعه محلی به سازمان‌های خیریه وابسته هستند.

💡 ينتسب المهندس إلی هيئة دولية تهتم بتطوير معايير البناء الحديثة.

این مهندس با یک سازمان بین‌المللی مرتبط با توسعه استانداردهای مدرن ساختمان‌سازی همکاری دارد.

💡 كما يمكن منح لقب زميل إلى عضو أكاديمي من الموظفين عند التقاعد الذي لا يزال ينتسب إلى إحدى الجامعات في المملكة المتحدة.

عنوان همکار (Follow) همچنین می‌تواند به یک عضو هیئت علمی پس از بازنشستگی که هنوز به دانشگاهی در بریتانیا وابسته است، اعطا شود.

💡 ينتسب هذا الفنان إلى مدرسةٍ أدبيةٍ عريقة أثرت في أسلوبه كثيرًا.

این هنرمند به یک مکتب ادبی دیرینه تعلق دارد که تأثیر زیادی بر سبک او گذاشته است.

💡 فالإنسان في نظر القرآن متاح له أن ينتسب إلى معنى الكون وأن يصير خالدًا...

از دیدگاه قرآن، انسان حق دارد به معنای جهان هستی تعلق داشته باشد و جاودانه شود...

کلمات مرتبط