يمينه
🌐 دست راستش.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دست راستش را
📌 سوگند او
جمله سازی با يمينه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلس الصديق عن يمينه أثناء العشاء، وتبادلا الحديث طوال المساء.
آن دوست موقع شام سمت راستش نشست و آنها تمام شب را با هم صحبت کردند.
💡 وقف الولد عن يمينه طوال الحفل، يساعده ويحمل بعض الأوراق اللازمة.
پسرک در تمام طول مراسم در سمت راست او ایستاده بود و به او کمک میکرد و برخی از کاغذهای لازم را حمل میکرد.
💡 وبدأ في الأكل ملقيًا نوى التمر عن يمينه وعن يساره حتى اكتفى
شروع به خوردن کرد و هستههای خرما را به سمت راست و چپ خود انداخت تا سیر شد.
💡 وضعهُ َربَانُو ووقف خلفه وطلب منّي أن أقف على يمينه و َكارمن على يساره.
ربانو او را نشاند و پشت سرش ایستاد و از من خواست که در سمت راستش و کارمن در سمت چپش بایستم.
💡 حــدث انفجــار مفاجــئ عــى ُبعــد بضعــة أمتــار يف احلائــط عــى يمينــه
چند متر آن طرفتر، انفجاری ناگهانی در دیوار سمت راستش رخ داد.