يقو

🌐 او می‌گوید

این شکل کوتاه و ناقص به‌نظر می‌رسد و احتمالاً بخشی از فعلی مانند «يقوى» یا «يقوم» است، اما به‌صورت مستقل نامأنوس است. اگر از ریشه «ق و ي» باشد، ممکن است به «توان داشتن» یا «قوی شدن» اشاره کند. با این حال، بدون حرکت و با این رسم‌الخط، معنای دقیق آن قطعی نیست.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و تقویت

📌 تقویت

📌 نتوانست

📌 انجام دادن

📌 جامد کردن

جمله سازی با يقو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تأذى هذا الصغير ولم يقو على الحركة.

این کوچولو آسیب دیده بود و نمی‌توانست تکان بخورد.

💡 إن كان المقصودُ صيغةً غيرَ مكتملةٍ، فقد يقو المعنىَ بعضُ الشواهدِ القديمةِ في النصوصِ.

اگر معنای مورد نظر، صورتی ناقص باشد، برخی شواهد باستانی در متون ممکن است از آن معنا پشتیبانی کنند.

💡 أحيانًا يقو التعبيرُ على الاختصارِ الشديدِ، فيفهمُهُ أهلُ اللغةِ من السياقِ فقط.

گاهی اوقات عبارت خیلی مختصر است و کسانی که به آن زبان صحبت می‌کنند، آن را فقط از متن متوجه می‌شوند.

💡 قد يقو الكاتبُ الفكرةَ بجملةٍ قصيرةٍ لكنها عميقةُ الدلالةِ في الكتابةِ الأدبيةِ.

در نوشته‌های ادبی، نویسنده ممکن است ایده‌ای را در جمله‌ای کوتاه اما عمیقاً معنادار بیان کند.

کلمات مرتبط