يفک

🌐 او تجزیه می‌کند

این فعل از ریشهٔ «فكّ» است و به معنای «باز می‌کند»، «می‌گشاید» یا «جدا می‌کند» به‌کار می‌رود. در مواردی نیز به معنای «رهایی دادن» یا «باز کردن چیزی که بسته یا گیر کرده» است. در فارسی می‌توان آن را «باز می‌کند» یا «می‌گشاید» ترجمه کرد.

جمله سازی با يفک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قبل السفر، يجب أن يفک المسافر الأمتعة الثقيلة ويتأكد من ترتيبها جيدًا.

قبل از سفر، مسافر باید چمدان‌های سنگین را باز کند و از چیدمان مناسب آنها مطمئن شود.

💡 يطلب الطبيب من المريض أن يفک الرباط بحذر حتى يفحص الجرح بشكل صحيح.

پزشک از بیمار می‌خواهد که بانداژ را با دقت باز کند تا بتواند زخم را به درستی معاینه کند.

💡 حاول العامل أن يفک الصندوق المربوط بسرعة، لكنه احتاج إلى أداة مناسبة.

کارگر سعی کرد به سرعت جعبه بسته شده را باز کند، اما به ابزار مناسبی نیاز داشت.

کلمات مرتبط