يغلی

🌐 جوشاندن

یعنی «می‌جوشد». این فعل مضارع از ریشه‌ی غلی است و برای بیان جوشیدن مایعات به‌کار می‌رود؛ مثل آب، شیر یا هر مایع دیگری که در اثر حرارت به حالت جوش برسد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جوشاندن

📌 حباب دار

📌 حباب زدن

📌 زمزمه کردن

📌 خورش کاری

جمله سازی با يغلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يبدأ الماء أن يغلی عندما تصل درجة حرارته إلى مئة درجة تقريبًا.

آب وقتی شروع به جوشیدن می‌کند که دمای آن تقریباً به صد درجه برسد.

💡 في المطبخ، رأيت الحساء يغلی بصوت واضح فوق الموقد.

در آشپزخانه، سوپ را دیدم که با صدای مشخصی بالای اجاق گاز می‌جوشید.

💡 انتظر قليلًا حتى يغلی الشاي جيدًا ثم اسكبه في الأكواب.

کمی صبر کنید تا چای خوب بجوشد، سپس آن را داخل فنجان‌ها بریزید.

کلمات مرتبط