يغلي
🌐 جوشاندن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جوشاندن
📌 حباب دار
📌 حباب زدن
📌 زمزمه کردن
📌 خورش کاری
جمله سازی با يغلي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في الشتاء، يغلي الشاي في كل بيت تقريبًا قبل الفجر.
در زمستان، تقریباً در هر خانهای قبل از طلوع آفتاب چای میجوشد.
💡 يجعل دمي يغلي عندما يرمي الناس القمامة في حديقتنا الجميلة.
وقتی مردم توی باغچهی قشنگمون آشغال میریزن، خونم به جوش میاد.
💡 كان الزبون يغلي من الغضب عندما وصلت طرديته وهي تالفة.
وقتی بستهی آسیبدیده به دست مشتری رسید، او از شدت عصبانیت در خشم بود.
💡 حذرته أمه من القدر كي لا يغلي حتی يفيض أثناء انشغالها.
مادرش او را از قابلمه برحذر داشت تا مبادا وقتی خودش مشغول است، قابلمه سر برود.
💡 نترك الماء على النار حتى يغلي حتی يفيض ثم نخفف الحرارة سريعًا.
آب را روی آتش میگذاریم تا بجوشد و سرریز شود، سپس سریع حرارت را کم میکنیم.
💡 في بعض الأحيان، يغلي حتی يفيض الإناء إذا كان ممتلئًا أكثر من اللازم.
گاهی اوقات، اگر قابلمه خیلی پر باشد، آنقدر میجوشد که سرریز میشود.