اعادة

🌐 دوباره

این واژه مصدر «أعاد» است و معنای «اعاده، بازگرداندن، تکرار کردن، دوباره انجام دادن» دارد. در فارسی این کلمه اغلب به‌صورت «اعاده» ترجمه می‌شود و در متون رسمی، حقوقی یا ادبی، برای اشاره به بازگشت چیزی به حالت پیشین یا انجام مجدد یک کار استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بازسازی

📌 بازگشت

📌 توانبخشی

📌 بازیابی

جمله سازی با اعادة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تكررت الأخطاء حتى منها أن طلب المدير إعادة العمل.

اشتباهات آنقدر تکرار شدند که مدیر درخواست کرد کار دوباره انجام شود.

💡 ثبتت النتيجة بعد إعادة الفحص في المختبر.

نتیجه پس از بررسی مجدد در آزمایشگاه تأیید شد.

💡 إذا كان المقصود فعلًا أو صيغة لهجية، أستطيع إعادة صياغته في جمل أوضح وأكثر دقة.

اگر معنای مورد نظر واقعاً یک عبارت گویشی باشد، می‌توانم آن را به جملات واضح‌تر و دقیق‌تر تبدیل کنم.

💡 وصلت كلمة طتااین في الرسالة بشكلٍ غير دقيق، فتمت إعادة كتابتها.

کلمه «تاتاین» به طور نادرست در پیام آمده بود، بنابراین بازنویسی شد.

💡 إذا أردت، أستطيع إعادة صياغتها وفق المعنى الذي تقصده.

اگر مایل باشید، می‌توانم آن را مطابق با معنایی که مد نظر شماست، بازنویسی کنم.

💡 في الاجتماع، فعله ردة المدير كانت واضحة عندما طلب إعادة المشروع إلى الخطة الأصلية.

در جلسه، واکنش مدیر وقتی درخواست کرد که پروژه به طرح اولیه‌اش برگردد، واضح بود.

💡 كانت التجارب ضختلفة في نتائجها، لذلك طلب الباحث إعادة الاختبار مرة أخرى.

آزمایش‌ها نتایج متفاوتی داشتند، بنابراین محقق درخواست کرد که آزمایش تکرار شود.

💡 في الشركة، سيسوا بين الأقسام لتوزيع المهام بعد إعادة الهيكلة.

در داخل شرکت، آنها پس از تجدید ساختار، وظایف را بین بخش‌ها تقسیم خواهند کرد.

💡 يمكنني إعادة كتابة الجمل حول سيوان إذا أوضحت لي المقصود منها.

اگر معنی جملات مربوط به سیوان را توضیح دهید، می‌توانم آنها را دوباره بنویسم.

💡 أستطيع إعادة صياغتها إذا أرسلت الكلمة المقصودة كاملة.

اگر دقیقاً همان کلمه مورد نظر را برایم بفرستید، می‌توانم آن را دوباره بنویسم.

💡 سمعنا تفع أثناء التسجيل، فاضطررنا إلى إعادة المقطع من البداية.

موقع ضبط یه صدایی شنیدیم، برای همین مجبور شدیم کلیپ رو از اول پخش کنیم.

💡 ظهرت مشكلة جديدة أثناء التجربة العلمية، فاضطر الفريق إلى إعادة العمل.

در طول آزمایش علمی، مشکل جدیدی پیش آمد و تیم را مجبور به انجام مجدد کار کرد.

کلمات مرتبط