يعدو
🌐 او میدود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دویدن
📌 تاخت و تاز کردن
📌 یورتمه رفت
جمله سازی با يعدو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمل أن يكون هذا الكتاب الذي ال يعدو كونه تجربة وخطوة أولى أخطوها في عالم الكتابة؛ أن تكون ناجحة!
امیدوارم این کتاب که چیزی بیش از یک آزمایش و اولین قدمی نیست که در دنیای نویسندگی برمیدارم، موفق باشد!
💡 يعدو الرياضيُّ يوميًا للحفاظِ على لياقتهِ البدنيةِ العالية.
این ورزشکار روزانه میدود تا سطح بالای آمادگی جسمانی خود را حفظ کند.
💡 يعدو الطفلُ في الحديقةِ فرحًا بعد أن رأى أصدقاءه يلعبون.
کودک پس از دیدن دوستانش که در حال بازی بودند، با شادی در باغ میدوید.
💡 ولكن ذلك قد لا يعدو أكثر من غلطة إحصائية.
اما این ممکن است چیزی بیش از یک خطای آماری نباشد.
💡 يعدو الكلبُ خلف الكرةِ بسرعةٍ كبيرةٍ في ساحةِ المنزل.
سگ خیلی سریع در حیاط دنبال توپ میدود.
💡 سنار خالند إلى غرفته مسلوب اإلرادة َّل يندري مناذا يفعنل فظننت جدتنه بن ن األمر َّل يعدو انﺸغاله على سارة
صنار به اتاقش رفت، وصیتنامهاش را گم کرده بود، نمیدانست چه کار کند. فکر میکردم مادربزرگش دلیل مشغولیت ذهنیاش با سارا است.