يصرخ

🌐 فریاد می‌زند.

این فعل به معنای «فریاد می‌زند، داد می‌زند، جیغ می‌کشد» است. معمولاً وقتی شخص از ترس، درد، خشم یا هیجان صدای بلند تولید می‌کند، از «يصرخ» استفاده می‌شود. پس معنی اصلی آن «بلند فریاد زدن» است.

جمله سازی با يصرخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سمع الجيران شخصًا يصرخ طلبًا للمساعدة في منتصف الليل.

همسایه‌ها نیمه‌شب صدای فریاد کمک‌خواهی کسی را شنیدند.

💡 أحيانًا يصرخ الجمهور فرحًا عند إعلان النتيجة النهائية للمباراة.

گاهی اوقات جمعیت هنگام اعلام نتیجه نهایی مسابقه فریاد شادی سر می‌دهند.

💡 عندما اقترب المساء، بدأ الأب يصرخ حاج يا على ابنه في الحديقة.

نزدیک غروب که شد، پدر شروع به داد و فریاد کرد: «حاج آقا، علی، پسرم را در باغ صدا بزنید.»

💡 لا يصرخ في وجه الآخرين، فالحوار الهادئ أفضل دائمًا.

او سر دیگران داد نمی‌زند؛ یک گفتگوی آرام همیشه بهتر است.

💡 ‫يدر بنفسه‪ ,‬ولم ْ‬ ‫َ‬ ‫لقد فتح عينيه على ٍ‬ ‫رجل يصرخ ِّ‬ ‫الرجل يصرخ ويقول‪:‬‬ ‫بعلو صوته‪ ,‬وحوله أناس مجتمعون‪.

چشمانش را باز کرد و مردی را دید که فریاد می زد و می گفت: آن مرد با صدای بلند فریاد می زد و مردم دورش جمع شده بودند.

💡 إذا كنت تقصد يصرخ أو يرصّ، فأستطيع كتابة الجمل المناسبة فورًا.

اگر منظورتان فریاد زدن یا فشار دادن است، می‌توانم بلافاصله جملات مناسب را بنویسم.

💡 لم يعد الرجل قادرًا على الصبر، فبدأ يصرخ في وجه الموظف.

مرد دیگر نتوانست صبور باشد، بنابراین شروع به داد و فریاد بر سر کارمند کرد.

💡 مرّ الطفل أمام الباب وهو يصرخ هنبص من شدة الفرح واللعب.

کودک از شدت شادی و هیجان برای بازی، در حالی که فریاد می‌زد «حنبس!» از کنار در عبور کرد.

💡 الطفل يصرخ عندما يشعر بالخوف أو الألم الشديد فجأة.

کودک وقتی ناگهان احساس ترس یا درد شدید می کند، جیغ می زند.

کلمات مرتبط