يصب
🌐 پور
دیکشنری عربی به فارسی
📌 درد کشیدن
📌 پور
📌 جریانها
📌 نمایشنامهها
📌 خالی میکند
📌 زهکشیها
جمله سازی با يصب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين عيدى يا الهى البحر يصب فى مداي ماء أسود والنهر ملىء بالدم واألشجار احترقت والسراب اختفى والقصيدة تحتضر وال يوجد ملك يخلصها.
خدایا جشن من کجاست؟ دریا آب سیاه را در دستانم می ریزد، رودخانه پر از خون است، درختان سوخته اند، سراب ناپدید شده است، شعر در حال مرگ است و هیچ پادشاهی برای نجات آن نیست.
💡 الجار يصب الزيت الساخن في المقلاة قبل أن يضيف الخضار.
همسایه قبل از اضافه کردن سبزیجات، روغن داغ را در ماهیتابه میریزد.
💡 فقد بدأ الكالم قبل أن يصب له حاج عبدللا كوب الشاي.
قبل از اینکه حاج عبدالله برایش چای بریزد، صحبت شروع شد.
💡 من هللا أن الحادث كان بسيطًا ولم يصب أحد بأذى.
خدا را شکر که تصادف جزئی بود و کسی آسیب ندید.
💡 السائق يصب تركيزه على الطريق لأن الأمطار غزيرة والرؤية ضعيفة.
راننده به دلیل بارش شدید باران و کاهش دید، توجه خود را به جاده معطوف میکند.
💡 لذا ارجئت تحقيق هذا الهدف إلى ما بعد التخرج ي مهم يصب في تعزيز هذا االمر
بنابراین، دستیابی به این هدف را به بعد از فارغالتحصیلی موکول کردم، زیرا این مهم است و به تقویت این امر کمک میکند.
💡 العامل يصب الماء في الخزان ببطء كي لا يضيع شيء منه.
کارگر آب را به آرامی داخل مخزن میریزد تا چیزی از آن هدر نرود.