يستفيق

🌐 او بیدار می‌شود.

یعنی «بیدار می‌شود» یا «به هوش می‌آید». این فعل برای بیدار شدن از خواب، یا بازگشت به حالت هشیاری پس از غفلت، بیهوشی، یا ناآگاهی به‌کار می‌رود. در معنای مجازی هم می‌تواند یعنی کسی از غفلت بیرون می‌آید و متوجه واقعیت می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بیدار شو

📌 او بیدار می‌شود

📌 هوشیار شدن

📌 بیدار است

📌 بیدار می کند

📌 او بیدار است

جمله سازی با يستفيق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعدَ الظهر، يستفيق من نومه ويشربُ القهوةَ قبل أن يبدأَ أعماله اليومية.

بعدازظهرها، او از خواب بیدار می‌شود و قبل از شروع کار روزانه‌اش، قهوه می‌نوشد.

💡 ظلوا في البار حتى استطاع أن يستفيق بما يكفي للقيادة.

آنها در بار ماندند تا اینکه حالش به اندازه کافی خوب شد که بتواند رانندگی کند.

💡 مع صوتِ المنبّه، بدأَ الطفلُ يستفيق ببطءٍ ويفتحُ عينيه بتعب.

با صدای زنگ، کودک کم کم شروع به بیدار شدن کرد و با خستگی چشمانش را باز کرد.

💡 أحيانًا يستفيق الإنسانُ على حقيقةٍ مؤلمةٍ تغيّرُ نظرتهُ إلى الحياة.

گاهی اوقات انسان با حقیقت دردناکی از خواب بیدار می‌شود که دیدگاهش را نسبت به زندگی تغییر می‌دهد.

کلمات مرتبط