يروح
🌐 او میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برو
📌 سرگرم کردن
📌 فن
جمله سازی با يروح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يروح الأطفال إلى المدرسة وهم يحملون حقائبهم الصغيرة ويضحكون في الطريق.
بچهها در حالی که کیفهای کوچکشان را حمل میکنند و در راه میخندند، به مدرسه میروند.
💡 يروح المريض إلى العيادة عندما يشتد عليه الألم ولا يحتمل التأجيل.
بیمار زمانی به کلینیک مراجعه میکند که درد شدید شده و دیگر تحمل تأخیر بیشتر را ندارد.
💡 ظل يروح ويجيء ويتكلم ويضحك ويمارس عمله بطريقة عادية
او مدام میآمد و میرفت، میگفت، میخندید و طبق معمول به کارش ادامه میداد.
💡 جودى:بالش مخك يروح لبعيد انا معتبراه صديق وبس.
جودی: ذهنت رو زیاد درگیر نکن. من اون رو فقط یه دوست میدونم.
💡 ولكن قاؿ لهم جماؿ إنو سوؼ يحضر في وقت أخر ال نو الزـ يروح الورشة لوالده.
اما جمال به آنها گفت که چون باید به کارگاه پدرش برود، ساعت دیگری خواهد آمد.
💡 يروح الرجل إلى عمله باكرًا كل صباح قبل أن تزدحم الطرق.
مرد هر روز صبح زود قبل از اینکه جادهها شلوغ شوند، سر کار میرود.