اطرافها
🌐 لبههای آن
این واژه نیز مانند قبلی است، با این تفاوت که «ـها» ضمیر متصل مؤنث مفرد است؛ بنابراین معنی آن «اطرافِ او / آن (مؤنث)» یا «اطرافِ آن چیز / آن زن» است. در فارسی، معادل طبیعی آن «اطرافش» یا «اطرافِ آن» بسته به مرجع ضمیر است. کاربردش دقیقاً وابسته به این است که ضمیر به چه چیزی برمیگردد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مهمانیهایش
📌 اندامهای آن
📌 اندامهای آنها
📌 لبههای آن
📌 اندامهای انتهایی او
📌 حاشیه آن
جمله سازی با اطرافها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدا التعب واضحًا على اطرافها بعد العمل طوال النهار.
خستگی بعد از تمام روز کار کردن، در اندامهایش مشهود بود.
💡 جلست المرأة على المقعد وفردت اطرافها قليلًا لتستريح بعد المشي.
زن روی نیمکت نشست و بعد از پیادهروی، کمی پاهایش را دراز کرد تا استراحت کند.
💡 غطّت الأم اطرافها ببطانية دافئة كي لا تشعر بالبرد مساءً.
مادر اندامش را با پتوی گرم پوشاند تا عصر احساس سرما نکند.