يدبر

🌐 او مدیریت می‌کند

«يُدَبِّرُ» فعل مضارع از ریشه‌ی «دبر» است و به معنای «تدبیر می‌کند، سامان می‌دهد، برنامه‌ریزی می‌کند، عاقبتِ کاری را می‌سنجد» می‌آید. این واژه بسیار مهم است و هم در معنای «اداره و نظم دادن» و هم «اندیشیدن به عاقبت و نتیجه» به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نقشه کشیدن

📌 تهیه شده است

📌 ترتیب دادن

📌 مدیریت کردن

📌 ارکستراسیون

جمله سازی با يدبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يدبر السياسي خططه بعقلانية قبل اتخاذ أي قرار مهم.

یک سیاستمدار قبل از گرفتن هر تصمیم مهمی، به طور منطقی برنامه ریزی می کند.

💡 في مواقع العمل التقليدية، كل هذه المواد يدبر على حدة وخلطها بنسب محددة في موقع لجعل ملموسة.

در کارگاه‌های سنتی، تمام این مواد به طور جداگانه چیده شده و با نسبت‌های مشخص در محل مخلوط می‌شوند تا بتن ساخته شود.

💡 كان على الفريق أن يدبر حاله بمعدات قديمة لإنجاز المشروع.

این تیم برای تکمیل پروژه مجبور بود به تجهیزات قدیمی بسنده کند.

💡 يدبر المدير شؤون الشركة بحكمةٍ حتى تستمر الأعمال بنجاح.

مدیر، امور شرکت را با درایت مدیریت می‌کند تا کسب و کار به موفقیت خود ادامه دهد.

💡 كان معروفًا بخبثه، وكان غالبًا ما يدبر المكائد ضد منافسيه.

او به حیله‌گری معروف بود و اغلب علیه رقبایش توطئه می‌کرد.

💡 يدبر الأب مصروف البيت بعناية لكي يكفي طوال الشهر.

پدر با دقت هزینه‌های خانه را طوری مدیریت می‌کند که برای کل ماه کافی باشد.

کلمات مرتبط