يخطو

🌐 مراحل

یعنی «گام برمی‌دارد، قدم می‌زند، پیش می‌رود». این فعل از ریشه‌ی «خطو» است و به معنای برداشتن قدم یا حرکت‌کردن با گام‌هاست. در فارسی می‌شود گفت: «قدم برمی‌دارد» یا «گام برمی‌دارد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گام

📌 پا گذاشتن

📌 آج

📌 ترد

جمله سازی با يخطو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان يخطو نحو الجنوب، مستشعراً بحرارة الشمس التي تلسع ظهره.

او به سمت جنوب می‌رفت و گرمای خورشید را در پشتش حس می‌کرد.

💡 ‬قبل أن يخطو خطوة واحدة صاح‬ ‫حميد بصوت ٍ‬ ‫عال‪:‬‬ ‫لم ينطق عبد العزيز‪

قبل از اینکه حتی یک قدم بردارد، حمید با صدای بلند فریاد زد: عبدالعزیز حتی یک کلمه هم حرف نزد.

💡 ابتسمت الأم بفخر وهي ترى طفلها يخطو خطواته الأولى.

مادر با افتخار لبخندی زد و نظاره گر اولین قدم های فرزندش بود.

💡 في كل أزمة، يحتاج الإنسان إلى أن يخطو إلى الأمام مهما كانت الخطوات صغيرة.

در هر بحرانی، فرد باید گام‌هایی به جلو بردارد، هر چقدر هم که این گام‌ها کوچک باشند.

💡 ‫بدأ ماركوس يخطو وبدأ ينطق بعض الكلمات باللغتين العربية‬ ‫والهولندية‪

مارکوس شروع به راه رفتن کرد و شروع به تلفظ چند کلمه به عربی و هلندی کرد.

💡 يتم تمييز نمط الشمس من قبل قدم واحدة تلو الآخر عندما يخطو إلى الأمام.

طرح خورشید با قدم برداشتن به جلو، هر بار با یک پا مشخص می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران