يخسف
🌐 خسوف
از ریشه «خَسَفَ» است و معنای آن «فرو بردن در زمین، شکافتن و در زمین فرو رفتن، یا زمین را زیر و رو کردن» است. در کاربردهای قرآنی و ادبی، این فعل معمولاً به رخدادهایی اشاره دارد که زمین چیزی را در خود میبلعد یا شخص و بنا را در خود فرو میبرد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سینک
جمله سازی با يخسف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في القصص القديمة، كان الملوك يخافون أن يخسف الله بهم الأرض.
در داستانهای باستانی، پادشاهان میترسیدند که خدا آنها را در زمین فرو ببرد.
💡 شدة الانفجار قد يخسف الطريق وتترك حفرة كبيرة في الوسط.
نیروی انفجار ممکن است باعث ریزش جاده و ایجاد یک گودال بزرگ در وسط آن شود.
💡 قال الناس إن الزلزال قد يخسف الأرض إذا اشتدت الهزات أكثر.
مردم گفتند که اگر لرزشها بیشتر شود، ممکن است زمین فرو بریزد.