وخسف
🌐 و خسوف
یعنی «و فرو برد»، «و در زمین فرو برد»، یا «و دچار فرورفتگی / فرو رفتن کرد». این واژه در عربی به معنای فرورفتن زمین یا فرورفتن چیزی در آن نیز میآید.
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 خسوف
جمله سازی با وخسف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كل من هذه، ولكن، وحتى سيم سيتي نفسها، وخسف في نهاية المطاف سيمز (2000)، والتي تحاكي حياة البشر.
با این حال، همه اینها و حتی خود SimCity، در نهایت از The Sims (2000) که زندگی انسان را شبیهسازی میکند، پیشی گرفتند.
💡 في القصة، وخسف الجبل فخاف السكان وابتعدوا عن المنطقة فورًا.
در داستان، کوه فرو ریخت، بنابراین ساکنان ترسیدند و فوراً از منطقه دور شدند.
💡 بعد الهزة الأرضية، وخسف جزء من الأرض قرب البناء القديم.
پس از زلزله، بخشی از زمین نزدیک ساختمان قدیمی فرو ریخت.