يحشر

🌐 او جمع شد

از ریشه «حشر» و به معنی «گرد می‌آورد، جمع می‌کند، محشور می‌سازد» است. این فعل معمولاً در زمینه گردآوردن انسان‌ها، موجودات یا گروه‌ها در یک جا یا برای یک روز خاص، به‌ویژه در معنای «رستاخیز و جمع شدن در قیامت» به‌کار می‌رود. در فارسی می‌تواند «جمع می‌کند» یا «محشور می‌سازد» ترجمه شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گوشه گیر

📌 هل دادن

📌 چسبیده

📌 کرام

جمله سازی با يحشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التوتر أحيانًا يحشر الإنسان في قرارات سريعة لا يفكر فيها جيدًا.

استرس گاهی اوقات فرد را مجبور می‌کند بدون فکر کردن به درستی، تصمیمات عجولانه بگیرد.

💡 لا يحشر نفسه في نقاش لا يخصه، فذلك يسبب له حرجًا.

او خودش را درگیر بحثی که به او مربوط نیست نمی‌کند، زیرا این کار باعث خجالتش می‌شود.

💡 آخر ما نريده هو أن يحشر أنفه في كلِ الآمور.

آخرین چیزی که می‌خواهیم این است که او دماغش را توی همه چیز فرو کند.

💡 الزحام الشديد يحشر السيارات في الشارع الضيق خلال ساعة الذروة.

ترافیک سنگین، در ساعات شلوغی، ماشین‌ها را در خیابان باریک گیر می‌اندازد.

💡 ‫قولي له أن يغلق فمه وأال يحشر أنفه في شئون اآلخرين‪

بهش بگو دهنشو ببنده و تو کار دیگران دخالت نکنه.

کلمات مرتبط