يتزلج

🌐 اسکی

یعنی «اسکی می‌کند» یا «روی یخ سر می‌خورد». این فعل معمولاً برای ورزش اسکی یا حرکت روی سطح یخ‌زده به کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 اسکیت

📌 اسکی

📌 سر خوردن

جمله سازی با يتزلج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الصبي يتزلج بحذر على الطريق المكسو بالثلج في القرية.

پسرک با احتیاط در جاده پوشیده از برف روستا اسکی می‌کرد.

💡 أحب أن يتزلج مع أصدقائه في الشتاء لأنه يشعره بالحماس والمرح.

او عاشق این است که در زمستان با دوستانش به اسکی برود چون باعث می‌شود احساس هیجان و لذت کند.

💡 ‬فقــال وهــو يتتبــع حتركاتــه بعينيــه‪:‬‬ ‫‪ ‬هل هو يتزلج؟

در حالی که با نگاهش حرکاتش را دنبال می‌کرد، گفت: داره اسکی می‌کنه؟

💡 في الصباح الباكر، يتزلج الرياضيون على الجليد داخل الصالة المغلقة.

صبح زود، ورزشکاران در داخل سالن سرپوشیده اسکیت روی یخ انجام می‌دهند.

💡 في كل مرة يتزلج على اللوح، يشعر بالأدرينالين يجري عبر عروقه.

هر بار که روی تخته اسکیت بازی می‌کند، احساس می‌کند آدرنالین در رگ‌هایش جریان پیدا می‌کند.

💡 تعثر بينما كان يتزلج لكنه استعاد توازنه بسرعة وواصل التزلج.

او هنگام اسکی زمین خورد، اما به سرعت تعادل خود را به دست آورد و به اسکی ادامه داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران