اصطدم
🌐 برخورد کرد
فعل (verb)
📌 ضربه
📌 برخورد کردن
📌 وارد شدن
📌 به شدت به
📌 تصادف
📌 شخم زدن
جمله سازی با اصطدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سقطت العبوة متنل من الطاولة عندما اصطدم بها الطفل أثناء اللعب في المطبخ.
وقتی کودک هنگام بازی در آشپزخانه به آن برخورد کرد، بسته از روی میز افتاد.
💡 ارتفع صوت أوب من الغرفة عندما اصطدم الباب بالجدار.
صدای اُب از اتاق بلند شد وقتی در به دیوار خورد.
💡 قد اصطدم ببضع اشخاص على الطريق، ولكن...
او ممکن است در جاده با چند نفر تصادف کرده باشد، اما...
💡 و بغري قصد اصطدم تسباببي بأرنبة أنفه و أنا أشري إليه و أقول.
و بعد، از روی کینه، انگشتم را به نوک بینیاش زدم، در حالی که به او اشاره میکردم و گفتم.
💡 حينها دفعك بقوة حىت ِ أنك اصطدم ِ ابحلائط خلفك
بعد آنقدر محکم هلت داد که به دیوار پشت سرت خوردی.
💡 في الواقع، من الناحية الدقيقة، المشروع قد اصطدم بعائق.
در واقع، به طور دقیق، این پروژه با مانعی روبرو شده است.