ونبض
🌐 و نبض
اسم (noun)
📌 ضربان
جمله سازی با ونبض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أحتاجُ للـساعة الذكية لمتابعة عدد الخطوات ونبض القلب أثناء التمرين.
من به یک ساعت هوشمند نیاز دارم که تعداد قدمها و ضربان قلبم را در حین ورزش ثبت کند.
💡 راقب المسعف ونبض الرجل بعد الحادث ليطمئن أن حالته مستقرة.
امدادگر پس از حادثه نبض مرد را کنترل کرد تا از پایدار بودن وضعیت او اطمینان حاصل کند.
💡 في لحظة القلق، شعرنا أن ونبض المدينة يتسارع مع ازدحام الشوارع والحركة المستمرة.
در آن لحظه اضطراب، احساس کردیم که نبض شهر با خیابانهای شلوغ و رفت و آمد مداوم تندتر شده است.
💡 وقف الطبيب ليسمع ونبض المريض بدقة قبل أن يكتب وصفة العلاج المناسبة.
پزشک قبل از نوشتن نسخه مناسب، مکثی کرد تا با دقت به نبض بیمار گوش دهد.
💡 ابتسمت وبرقت أسنانها كاللؤلؤ وارتفعت شفتاها قليل ونبض قلب ربيع مرددا «أحبها!
لبخندی زد، دندانهایش مثل مروارید برق میزدند، لبهایش کمی بالا رفت و قلب ربیع به تپش افتاد و تکرار کرد: «دوستش دارم!»