ولقي

🌐 و او ملاقات کرد

از ریشه «لقي» است و به معنی «دید، ملاقات کرد، برخورد کرد» می‌آید. این فعل هم برای ملاقات معمولی و هم برای روبه‌رو شدن با چیزی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درگذشت

📌 دریافت شده

📌 دو

📌 پیشنهاد

📌 ده‌ها

جمله سازی با ولقي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولم يكن أمام قوات الأمن خيار سوى أن تواجههم بحسم، ولقي مثيرو شغب حتفهم في الاشتباكات .

نیروهای امنیتی چاره‌ای جز مقابله قاطع با آنها نداشتند و آشوبگران در این درگیری‌ها کشته شدند.

💡 ‬بعد برهة أعاد البالء ّ‬ ‫أحد افرادها فلبّى ولقي حتفه‪

پس از مدتی، بلا دوباره بازگشت و یکی از اعضای آن پاسخ داد و جان باخت.

💡 ‫ولقي وليد طريقه للسعادة من جديد مع روني وقربها وغيرتها‬ ‫كل يوم من الشغالين عليه‪.

ولید دوباره راه خوشبختی را با رونی، نزدیکی‌اش به او و حسادت هر روزه‌اش نسبت به کسانی که روی او کار می‌کردند، پیدا کرد.

کلمات مرتبط