وفيا

🌐 وفادار

«وفيا» می‌تواند به‌عنوان صورت نوشتاریِ «وفياً» یا بخشی از نام / صفت به‌کار رود. اگر از ریشهٔ «وفاء» باشد، معنای آن «باوفا، وفادار، صادق در عهد» است. همچنین ممکن است به‌صورت قید یا حالت منصوب در متون عربی دیده شود. در فارسی، نزدیک‌ترین معنا برای آن «وفادارانه» یا «باوفا» است، اما بدون متن، احتمال نام بودن هم وجود دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درست به

📌 وفادار به

📌 بی وفا به

📌 لیل

📌 هم‌پیمان

جمله سازی با وفيا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جاءت وفيا إلى المدرسة قبل الجميع لتساعد في تنظيم القاعة.

وافیا قبل از همه به مدرسه رسید تا در سازماندهی سالن کمک کند.

💡 كانت وفيا دقيقة في عملها وتلتزم بالمواعيد دون تأخير.

او وفادار، دقیق در کارش و وقت‌شناس و بدون تأخیر بود.

💡 تحدثت وفيا مع المعلمة عن مشروعها العلمي بثقة وهدوء.

وافیا با اعتماد به نفس و آرامش با معلم درباره پروژه علمی خود صحبت کرد.

💡 البقاء وفيا لطبيعته غير مألوف، والناس البدائية أذهب للصيد مع الأندية ومع تذمر بصوت عال احتفال بالنصر.

وفادار ماندن به طبیعت خود غیرمعمول است، و انسان‌های اولیه با چماق به شکار می‌روند و در جشن پیروزی با صدای بلند غرغر می‌کنند.

💡 سفر التثنيه هو جزئي وتكرار ما سبق تعليلا للتشريع مع موعظة ملحة ليكون وفيا ل.

کتاب تثنیه بخشی از مطالب پیشین است و تکرار آن، توضیحی برای این قانون به همراه توصیه‌ای فوری برای وفاداری به آن ارائه می‌دهد.

💡 لكنه ظل وفيا للفكرة - في جزء منه لأن البديل الذي يعيش راهنا في كنفه أسوأ.

اما او به این ایده وفادار ماند - تا حدودی به این دلیل که جایگزینی که او در حال حاضر تحت آن زندگی می‌کند، بدتر است.

کلمات مرتبط