وعيون

🌐 چشم‌ها

«عيون» جمع «عين» است و به معنی «چشم‌ها» می‌آید. بسته به کاربرد، «عيون» همچنین می‌تواند به معنای «چشمه‌ها» هم باشد، چون «عین» در عربی هم «چشم» و هم «چشمه» معنی می‌دهد. در بیشتر موارد ادبی، «چشم‌ها» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و چشم‌ها

جمله سازی با وعيون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امتلأتْ وعيون الأطفالِ بالدهشةِ عندما شاهدوا العرضَ لأول مرة.

وقتی بچه‌ها برای اولین بار این نمایش را دیدند، چشمانشان پر از شگفتی شد.

💡 لمعتْ وعيون المارةِ فرحًا حين سمعوا خبرَ نجاحِ الفريقِ المحلي.

چشمان رهگذران با شنیدن خبر موفقیت تیم محلی از شادی برق می‌زد.

💡 ‬كانت جودى تجلس بتوتر‬ ‫واضح وعيون قاسم ال تفارق اى تفصيله من حركاتها‬ ‫وتصرفاتها حتى رمشة عينها‪.

جودی با اضطراب آشکاری نشسته بود و چشمان قاسم تا پلک زدنش، تمام جزئیات حرکات و اعمال او را زیر نظر داشت.

💡 ‫مرة واحدة وجدت نفسي وحيدا أمام تمثال مخيف بقورنين أعلوى‬ ‫رأسه وعيون مشتعلة كأنها الجمر‪ ,‬وكان يتكلم‪.

یک بار خودم را تنها در مقابل مجسمه ترسناکی دیدم که دو شاخ بالای سرش داشت و چشمانش مثل اخگر می سوخت و حرف می زد.

💡 ‫اقتلعتها وعيون الوجوه‬ ‫وأنا أدخل يدى شعرت أن جسدى موجود‬ ‫ولكن هناك أجزاء بى شعرت بها سابقا ال أشعر أنها موجودة فى‬ ‫هذه اللحظة

آن را بیرون آوردم، و چشمان چهره‌ها، همانطور که دستم را وارد می‌کردم، احساس کردم بدنم هنوز آنجاست، اما قسمت‌هایی از من وجود داشتند که قبلاً احساس کرده بودم و در این لحظه احساس نمی‌کردم آنجا باشند.

💡 ‬إعتادنا كل ليلة مقابلة أحالمنا بقلوب شاكية وعيون باكية

هر شب با دل‌های اندوهگین و چشمانی اشکبار به استقبال رویاهایمان می‌رفتیم.

💡 كانتْ وعيون الحاضرين تتابعُ المتحدثَ باهتمامٍ شديدٍ طوالَ الندوة.

او و چشمان حاضران در طول سمینار با علاقه فراوان سخنران را دنبال می‌کردند.

💡 ‬أشعر بأن‬ ‫كل شيء حولي له أسنان وعيون ويريد الهجوم علي‪

احساس می‌کنم همه چیز در اطرافم دندان و چشم دارند و می‌خواهند به من حمله کنند.

کلمات مرتبط