وعجز

🌐 و ناتوانی

«عجز» یعنی «ناتوانی، ضعف، درماندگی، نرسیدن به توان انجام کار». این واژه برای کسی یا چیزی به کار می‌رود که از انجام دادن کاری عاجز است و توان لازم را ندارد.

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 کسری بودجه

جمله سازی با وعجز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وسرعان ما ظهرت على صحة الفئران آثار سلبية منها تغيرات في التصرفات وعجز في الحركات.

خیلی زود اثرات منفی بر سلامت موش‌ها، از جمله تغییرات در رفتار و اختلال در حرکت، ظاهر شد.

💡 شعرَ وعجز ٌ واضحٌ في الحركةِ بعدَ الحادثِ المؤلمِ.

او پس از آن حادثه دردناک، ضعف و ناتوانی آشکاری در حرکت احساس می‌کرد.

💡 ‬كلما حاول أن يتصور الموقف زاد‬ ‫اضطرابه وعجز عن التفكير‪.

هر چه بیشتر سعی می‌کرد آن موقعیت را تصور کند، بیشتر آشفته می‌شد و بیشتر نمی‌توانست فکر کند.

💡 تسببَ وعجز ُ الميزانيةِ في تأخيرِ بعضِ المشاريعِ المهمةِ.

کسری بودجه باعث تاخیر در برخی از پروژه‌های مهم شد.

💡 ‬ونزلت دموعها بصمت وقهر وحرمان‬ ‫وغربة وعجز وخوف منه‪.

اشک‌هایش بی‌صدا جاری شدند، پر از اندوه، محرومیت، بیگانگی، درماندگی و ترس از او.

💡 ‬إنه مريض وعجز األطباء في عالجه وبدأ يشعر‬ ‫بنهايته‪.

او بیمار است، پزشکان از درمان او عاجزند، و دارد پایان خود را حس می‌کند.

کلمات مرتبط