اشجر
🌐 درخت
«أشجر» ممکن است بهصورت صفتی از ریشه «شجر» به معنای «درختدار، پر درخت، یا دارای شاخههای درهم» به کار رود. در برخی متون، این واژه میتواند معنای «بسیار درختدار» یا «چیزی که حالت شاخهدار / درهمتنیده دارد» را بدهد. با این حال کاربرد آن نسبت به «شجر» و «أشجار» بسیار محدودتر است.
جمله سازی با اشجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ترك العامل الخشب اشجر في المخزن حتى يجف جيدًا.
کارگر چوب را در انبار گذاشت تا کاملاً خشک شود.
💡 بدا السقف اشجر بعد أن تراكم عليه الغبار لسنوات طويلة.
سقف، پس از سالها گرد و غباری که روی آن جمع شده بود، سبز به نظر میرسید.
💡 وصف النجار اللوح بأنه اشجر ويحتاج إلى صنفرة دقيقة.
نجار تخته را زبر و نیاز به سنباده کاری دقیق توصیف کرد.