وري
🌐 واری
«وری» در عربی از ریشهای است که به شعلهور شدن، افروخته شدن، یا روشن گردیدن نیز مربوط میشود. از همین رو ممکن است معنای آن در بافتهای مختلف به «افروختن»، «روشن کردن» یا «روشن شدن» نزدیک باشد. در برخی کاربردها این واژه حالتی از ظهور و بروز را نیز میرساند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 فلوریک
جمله سازی با وري
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قالت الأم لابنتها: وري لي الثوب الجديد، فأنا أريد أن أرى لونه جيداً.
مادر به دخترش گفت: لباس نو را به من نشان بده، میخواهم رنگش را به وضوح ببینم.
💡 م يوجببد سببعب آخببر يدعلهببم حريكين ل ح وري غيرث.
م یغبد صعب اخبار یدالحبم حریکین ل ه اوری غیرت.
💡 طلب الطبيب أن وري المريض مكان الألم بدقة حتى يتمكن من التشخيص الصحيح.
پزشک از بیمار خواست محل دقیق درد را به او نشان دهد تا بتواند تشخیص درست را بدهد.
💡 في المحكمة، حاول الشاهد أن وري ما رآه دون أن يضيف شيئاً من عنده.
در دادگاه، شاهد سعی کرد آنچه را که دیده بود نشان دهد، بدون اینکه چیزی از خودش اضافه کند.