اروي
🌐 بهم بگو
این واژه میتواند «آب بده / سیراب کن» از فعل «روى» یا «يروي» باشد، یا در برخی کاربردها به معنای «روایت میکند» از ریشهٔ «روى» هم بیاید؛ بنابراین بسته به اعراب و متن، ممکن است «سیراب کردن» یا «نقل کردن / روایت کردن» معنا بدهد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گفتن
📌 بگو
📌 روایت کردن
📌 اسلک
جمله سازی با اروي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلب مني صديقي أن اروي له القصة كاملة كما وقعت دون زيادة أو نقص.
دوستم از من خواست که تمام ماجرا را دقیقاً همانطور که اتفاق افتاده برایش تعریف کنم، بدون اینکه چیزی اضافه یا کم کنم.
💡 استطيع ان اروي حكايات كثيرة من هذا النوع.
من میتوانم داستانهای زیادی از این نوع تعریف کنم.
💡 كلما اجتمعنا في المساء، أحب أن اروي لهم بعض الذكريات القديمة.
هر وقت عصر همدیگر را میبینیم، دوست دارم برایشان خاطرات قدیمی تعریف کنم.
💡 طلبتُ من أخي أن اروي لي القصة كما سمعها من صديقه.
از برادرم خواستم ماجرا را آنطور که از دوستش شنیده برایم تعریف کند.