اشاح
🌐 او روی برگرداند.
این واژه از فعل عربی «أشاح» میآید و به معنی «روی برگرداند، کنار کشید، توجه نکرد، رخ بهسوی دیگری گرداند» است. در فارسی میتوان آن را «روی گرداند» یا «اعراض کرد» ترجمه کرد. مثلاً در عبارتهایی مثل «اشاح بوجهه» یعنی «صورتش را برگرداند».
جمله سازی با اشاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اشاح الرجلُ بوجهِهِ عندما سمعَ الخبرَ المفاجئَ في قاعةِ الاجتماعِ.
مرد وقتی خبر غافلگیرکننده را در اتاق جلسه شنید، رویش را برگرداند.
💡 اشاح الطبيبُ بثوبِه الأبيضِ عن الطاولةِ قبلَ أن يبدأَ الفحصَ الجديدَ.
دکتر، که روپوش سفیدش را پوشیده بود، قبل از شروع معاینه جدید، از میز روی برگرداند.
💡 اشاح السائقُ نظرَهُ عن المرآةِ لحظةً قصيرةً ثم عادَ إلى الطريقِ.
راننده برای لحظهای کوتاه نگاهش را از آینه گرفت و سپس به جاده برگشت.