اسیر

🌐 اسیر

این واژه در فارسی و عربی به معنی «کسی که در بند است، زندانی، گرفتار، یا اسارت‌دیده» است. گاهی هم به‌صورت مجازی برای کسی که دلبسته، وابسته یا تحت تأثیر شدید چیزی است به‌کار می‌رود؛ مثل «اسیرِ عشق» یا «اسیرِ عادت».

اسم (noun)

📌 زندانی

📌 اسیر

📌 رفتن

📌 بازداشت شده

📌 اسیر جنگی

فعل (verb)

📌 برو

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیاده روی

جمله سازی با اسیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عادَ اسیر الحربِ إلى وطنِهِ بعدَ اتفاقٍ إنسانيٍّ طويلِ المفاوضاتِ.

این اسیر جنگی پس از توافق بشردوستانه‌ای که مدت‌ها بر سر آن مذاکره شده بود، به وطن خود بازگشت.

💡 تعاملَ الأطباءُ مع اسیر الحادثِ بسرعةٍ ونقلوهُ إلى المستشفى فورًا.

پزشکان به سرعت به وضعیت زندانی حادثه رسیدگی و او را بلافاصله به بیمارستان منتقل کردند.

💡 ظهرَ اسیر الحدثِ متأثرًا بما جرى في الليلةِ السابقةِ.

به نظر می‌رسید زندانیِ آن رویداد، تحت تأثیر اتفاقات شب قبل قرار گرفته است.

کلمات مرتبط