ورع
🌐 دیندار
اسم (noun)
📌 تقوا
📌 خداپرستی
صفت (adjective)
📌 دیندار
📌 پرهیزگار
📌 خداپسندانه
جمله سازی با ورع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كانَ ورع العالمِ ظاهرًا في كلامِه المتزنِ واحترامهِ للحقائق.
تقوای این محقق در گفتار سنجیده و احترامش به حقایق آشکار بود.
💡 وﻋﻠﻴﻪ أن ﻳﻮﻛﻞ ﺑﺨﺰاﺋﻨﻪ ودواوﻳﻨﻪ ً رﺟﻼ أﻣﻴﻨًﺎ ذا ورع
او باید خزانهها و مناصب خود را به مردی امین و پرهیزگار بسپارد.
💡 أﻧﺎ أﻳﻀﺎ ً رﺟﻞ ﺗﻘﻲ ورع أﺧﺎف ﷲ وأﺗﻘﻴﻪ وﱄ زوﺟﺔ وأوﻻد.
من نیز مردی پارسا و پرهیزگار هستم که از خدا میترسد و مراقب اوست و همسر و فرزند دارم.
💡 تربى الطفلُ على ورع يحثهُ على الصدقِ والابتعادِ عن الخطأ.
کودک با تقوایی پرورش یافت که او را به راستگویی و دوری از خطاکاری تشویق میکرد.
💡 عُرفَ الرجلُ بـ ورع شديدٍ في عبادتِه وتعاملهِ مع الناس.
آن مرد به تقوای شدید در عبادت و معاشرت با مردم معروف بود.