وذبلت
🌐 و پژمرده شد.
«وَذَبُلَتْ» از ریشهی «ذبل» است و به معنی «پژمرد، خشک شد، طراوتش را از دست داد» میباشد. این واژه برای گل، گیاه، صورت، یا حتی استعاری برای شور و نشاط و نیرو بهکار میرود. پس «وذبلت» یعنی «پژمرده شد» یا «طراوتش از بین رفت».
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و پژمرده شد
جمله سازی با وذبلت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وذبلت عيناه الحمراوان ومتدد عىل األرض بجوار جدته وهي متسد عىل رأسه بني حني وآخر
چشمان قرمزش کمکم تار شد و کنار مادربزرگش که هر از گاهی سرش را نوازش میکرد، روی زمین دراز کشید.
💡 وذبلت أوراقُ الشجرة مبكرًا بسبب الجفاف الشديد هذا العام.
برگهای این درخت به دلیل خشکسالی شدید امسال زود پژمرده شدند.
💡 وذبلت الزهورُ في الحديقة لأن أحدًا لم يسقها أيامًا.
گلهای باغچه پژمرده شدند، چون چند روزی بود کسی به آنها آب نداده بود.
💡 وذبلت ملامحه بعد مرضٍ طويلٍ أضعف جسده كثيرًا.
چهرهاش پس از یک بیماری طولانی که بدنش را به شدت ضعیف کرده بود، پژمرده شد.