وَخَفَقَ

🌐 و او تپش کرد

این واژه معمولاً به معنای تپیدن، زدن، لرزیدن، یا به اهتزاز درآمدن است؛ مانند تپش قلب یا حرکت پرچم در باد. در برخی کاربردها می‌تواند به معنای بال زدن یا نوسان داشتن نیز باشد.

جمله سازی با وَخَفَقَ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان وخفق أجنحةِ الطيورِ فوقَ البحيرةِ جميلًا، خصوصًا في الصباحِ الباكرِ الهادئ.

صدای بال زدن پرندگان بر فراز دریاچه، به خصوص در سکوت صبح زود، بسیار زیبا بود.

💡 شعرَ الرياضيُّ بـ وخفق قويٍّ في صدرهِ بعدَ الجريِ الطويلِ تحتَ الشمسِ الحارقة.

این ورزشکار پس از دویدن طولانی مدت زیر آفتاب سوزان، ضربان شدیدی را در سینه خود احساس کرد.

💡 تسارعَ وخفق قلبِه عندما سمعَ نتيجةَ المقابلةِ التي كان ينتظرُها منذُ أسبوعين.

وقتی نتیجه مصاحبه‌ای را که دو هفته منتظرش بود شنید، قلبش به تپش افتاد و احساس کرد بال درآورده است.

کلمات مرتبط